کلینیک آرمان حیات با 20 سال تجربه...با بکارگیری انواع روشهای سم زدایی سرپایی و بستری وبکارگیری کادر مجرب روانشناسی و مددکاری  صدها بیمار را به خود,خانواده و جامعه  باز گردانده ایم لذا با تجربه دودهه فعالیت امیدواریم قدمی هرچند کوچک در انجام رسالت خود برداریم

صفحه‌ی اصلی

کارت دیجیتال

اینستاگرام

درمان و مشاوره

مواد اعتیاد آور

نوروفیدبک

مقالات

گالری

درباره ما

تماس با ما

چگونه بهترین مرکز تخصصی درمان را انتخاب کنیم؟

هدف ما از درمان افزایش کیفیت زندگی بیمار می باشد

ثبت نام

مواد مخدر، خواب و مغز معتاد

نوروبیولوژی خواب و سوء مصرف مواد به یکدیگر متصل هستند، به گونه‌ای که تغییرات در یکی از این فرآیندها برای دیگری پیامد دارد. قرار گرفتن زیاد در معرض مواد مخدر در خواب اختلال ایجاد می‌کند و موجب تأخیر، تغییر در مدت زمان و کیفیت آن می‌شود. با ادامه مصرف، اختلال در خواب شدیدتر می‌شود و در طول پرهیز از مصرف مواد مخدر، بی‌خوابی با تأثیر منفی غالب می‌شود، که میل به مواد مخدر را ایجاد می‌کند و فرد را به سمت اعمال تکانشی و عود سوق می‌دهد. اختلالات خواب مرتبط با سوء مصرف مواد مخدر همچنین منجر به اختلال عملکرد شناختی در افراد معتاد می‌شود. بعلاوه، از آنجا که خواب در تثبیت حافظه مهم است، اختلال در خواب ممکن است در یادگیری در انجمن‌های مواد غیر تقویت شده مورد نیاز برای بهبودی تداخل ایجاد کند. به طور قابل توجهی، درمان‌های دارویی فعلی برای اعتیاد به مواد افیونی، الکل یا نیکوتین اختلال‌های خواب را معکوس نمی‌کند، و این ممکن است مانعی برای بهبودی باشد. درحالیکه قرار گرفتن در معرض مواد مخدر باعث اختلال در عملکرد خواب می‌شود که باعث افزایش استفاده مزمن می‌شود، اختلالات خواب نیز به نوبه خود از عوامل سوء مصرف مواد هستند و شدت آن‌ها می‌تواند سیر اختلالات مصرف مواد (SUD) را پیش بینی کند.

 

اختلال در خواب منجر به تجمع عوامل خطر برای رفتن به سمت سوء مصرف مواد مخدر می‌شود، از جمله افزایش حساسیت به درد، داشتن نقش استرس‌زا و متمایل شدن به سمت یک اثر منفی. شناخت و درمان اختلالات خواب ممکن است یک اقدام پیشگیرانه مهم در برابر سوء مصرف مواد و SUD در آینده باشد. علیرغم شواهد همگرا که نشان دهنده ارتباط بین خواب و سوء مصرف مواد هستند و پتانسیل درمانی که می‌تواند از توضیح زیست‌شناسی زمینه‌ی این پیوند پدیدار شود، این یک زمینه تحقیقاتی است که تقریبا از آن غفلت شده است. اولین قدم برای پیشرفت در این زمینه، شناسایی چگونگی تلاقی مدارها و زیر لایه‌های تنظیم کننده خواب و برانگیختگی، با آن مدارهایی است که باعث پاداش می‌شوند و همچنین اینکه چگونه توسط مواد سوء استفاده شده مورد هدف قرار می‌گیرند.

 

سیستم لوکوس سیرولئوس (LC) – نوراپی نفرین (NE) یک سیستم انتشار مغز قدامی– پروجکتینگ است که در برانگیختگی نقش دارد و همچنین هدف اصلی موادی است که از آن‌ها سوء استفاده می‌شود، از جمله نیکوتین، محرک ها، مواد افیونی و کانابینوئیدها. فعالیت عصبی LC-NE با حالت برانگیختگی ارتباط مثبت دارد و سلولهای عصبی LC در هنگام بیداری بیشترین فعالیت را دارند و در هنگام خواب REM (مرحله‌ای از خواب که با حرکت سریع چشم همراه است) خاموش هستند. فعال‌سازی انتخابی LC برای تحریک قشری کافی است و برعکس، مهار انتخابی LC از فعال شدن قشر مغز توسط عوامل استرس‌زا جلوگیری می‌کند، که نشان می‌دهد این سیستم در تنظیم تحریک قشر مغز در پاسخ به محرک‌های استرس‌زا و سایر محرک‌های برجسته اهمیت دارد. نوروپپتید مربوط به استرس، فاکتور آزاد کننده کورتیکوتروپین (CRF)، باعث تحریک LC ناشی از استرس می‌شود و مواد افیونی درون‌زا که LC را عصب کشی می‌کند، یک اثر متضاد ایجاد می‌کند که ممکن است برای خدمت در جهت مهار فعال‌سازی بیش از حد و بهبودی پس از خاتمه استرس مورد استفاده باشد. انتظار می‌رود تحمل مواد افیونی باعث افزایش فعال شدن ناشی از استرس این سیستم برانگیختگی شود، و باعث ایجاد چرخه‌ای از رفتن به سراغ مواد شود تا پاسخ بیش از حد کاهش یابد. سلولهای عصبی LC در هنگام ترک مواد مخدر به شدت فعال می‌شوند و این، سیستم LC-NE را در علائم ترک مواد مخدر، از جمله پرتحرکی و اینسومنیا یا بی‌خوابیِ مرتبط با ترک مواد دخیل می‌کند. به طور قابل توجهی، آنتاگونیست‌های α۲ - آدرنرژیک (لوفکسیدین و کلونیدین) که مانع ترشح LC می‌شوند از نظر بالینی برای کاهش ترک مواد افیونی و الکل برای کاهش علائم جانبی ناشی از فعال‌سازی سمپاتیک، مانند تاکی کاردی، و همچنین علائم اصلی مانند بی‌خوابی، اضطراب، و بی‌قراری استفاده می‌شوند. کاربرد آن‌ها در سرکوب علائم در طول پرهیز طولانی مدت، مانند بی‌خوابی، همراه با عواقب نامطلوب ناشی از آن (تحریک پذیری، خستگی، دیسفوریا و اختلالات شناختی) هنوز کشف نشده است.


مانند سلول‌های عصبی LC-NE، سلول‌های عصبی سروتونینِ (5-HT) هسته‌های رافه (شامل هسته رافه خلفی - DRN) از طریق پروجکشن‌های گسترده مغز قدامی، خواب و بیداری را تعدیل می‌کنند. نقش این سیستم در خواب پیچیده است. ضایعات هسته رافه باعث بی‌خوابی می‌شود، و در حالت بیداری، اعتقاد بر این است که 5-HT تجمعی، که از رافه به قاعده مغز قدامی (از جمله هسته بازالیس، که ورودی اصلی کولینرژیک به قشراست و برانگیختگی را تنظیم می‌کند) آزاد می‌شود، به عنوان یک عامل تقویت کننده خواب عمل می‌کند. با این حال، سلولهای عصبی 5-HT در هنگام بیداری فعال هستند، فعالیت خود را در هنگام خواب با موج آهسته کاهش می‌دهند و در هنگام خواب REM فعالیت خود را متوقف می‌کنند، همانطور که در مورد نورونهای LC-NE اتفاق می‌افتد. قابل ذکر است، که سلولهای عصبی DRN-5-HT در پاسخ به هیپرکاپنی در برانگیختگی از خواب نقش دارند، که در اثر مصرف بیش از حد مواد افیونی (اوردوز) مختل می‌شود و برای ارزیابی چگونگی هدف قرار دادن سیستم سروتونین به عنوان راهی برای پیشگیری از مصرف بیش از حد مواد افیونی یا بهبود نتایج در صورتی که نالوکسان نتواند آن‌ها را کاملاً معکوس کند، کار بیشتری لازم است.


مانند سیستم‌های LC – NE و DRN-5-HT، نورونهای هیستامین (HA) هسته توبروامامیلا نیز یک سیستم برانگیختگی فراگیر را ایجاد می‌کنند که فقط هنگام بیداری فعال است و این نورونها توسط مواد افیونی فعال می‌شوند، که می‌تواند به اختلال خواب همراه با مصرف مزمن مواد افیونی دامن بزند. HA تحریک را از طریق فعال‌سازی سلولهای عصبی قاعده‌ای و قشری مغز قدامی تقویت می‌کند، اثراتی که در درجه اول توسط گیرنده‌های H۱ ایجاد می‌شود. بنابراین، گیرنده H۱ ممکن است یک هدف جایگزین برای درمان اختلال خواب مرتبط با پرهیز از مصرف باشد.


بر خلاف نورونهای LC-NE و DRN-5-HT، نورونهای دوپامین (DA) مغز میانی، مرتبط با خواب در نظر گرفته نمی‌شدند، زیرا آن‌ها تغییرات کمی در میزان تخلیه در طول چرخه خواب / بیداری را نشان می‌دهند به غیر از فعالیت بسیار زیاد آن‌ها در خواب پارادوکسیک. با این حال، اقدامات محرک بیداری داروهایی که باعث افزایش سیگنالینگ DA می‌شوند به طور گسترده‌ای شناخته شده و برای اهداف بالینی مورد استفاده قرار می‌گیرند. اصلاحات تراریخته یا تراژن که انتقال عصبی DA را در موش افزایش می‌دهد، مانند حذف ژن ناقل DA، منجر به افزایش میزان بیداری می‌شود، در حالی که حذف گیرنده‌های DA D۲ (D۲R) میزان بیداری را کاهش می‌دهد. بعلاوه، مطالعات اخیر اپتوژنتیک نشان داد که فعال شدن نورونهای DA در ناحیه تگمنتال شکمی (VTA) اما نه توده سیاه، باعث افزایش بیداری می‌شود.


این اثرات برانگیختگی توسط پروجکشن‌های VTA به هسته اکومبنس ایجاد می‌شوند، زیرا فعال‌سازی اپتوژنتیکی پایانه‌های DA در اینجا هم، اما نه در سایر مناطق پایانه ای، باعث بیداری می‌شود. بنابراین، این مدار خاص DA گره‌ای است که اثرات پاداش داروهای سو استفاده شده را تنظیم می‌کند و یکی از مواردی است که باعث برانگیختگی می‌شود، از جمله برانگیختگی که توسط محرک‌های برجسته و پاداش دهنده استخراج می‌شوند.


سیستم کانابینوئید درون‌زا (ECS) نیز که از طریق گیرنده‌های کانابینوئید CB1 و CB2، که هدف ماری جوانا هستند، سیگنال می‌دهد، در ریتم شبانه روزی و تنظیم چرخه خواب-بیداری نقش دارد.


به طور حتم، شاهدانه باعث تقویت خواب می‌شود و تاخیر را کاهش می‌دهد، زمان خواب را افزایش می‌دهد، خواب موج آهسته را افزایش می‌دهد و خواب REM را کاهش می‌دهد. مطابق با این، آنتاگونیست‌های CB1 بیداری را افزایش می‌دهند و خواب موج آهسته و REM‌ها را کاهش می‌دهند و برعکس، آگونیست درون‌زا CB1 آناندامید، خواب موج آهسته و REM را افزایش می‌دهد. اثرات سیگنالینگ CB1 ممکن است از طریق مولکول تقویت کننده خواب، آدنوزین به وجود آورده شده باشد زیرا دوزهای آناندامید که خواب را تقویت می‌کنند، باعث افزایش ترشح آدنوزین در قاعده مغز قدامی می‌شوند. قابل ذکر است، آدنوزین هدف کافئین است که یک آنتاگونیست گیرنده آدنوزین است که به طور گسترده‌ای برای افزایش برانگیختگی استفاده می‌شود. مکانیسم بالقوه دیگر برای اثرات تقویت کننده خواب اندوکانابینوئیدها، از طریق تنظیم مخالف فعالیت عصبی در هیپوتالاموس جانبی، مهار فعالیت نورونهای اورکسین که محرک برانگیختگی است، ضمن افزایش فعالیت نورونهای هورمون متمرکز کننده ملانین تقویت کننده خواب است.


با مصرف مزمن، نسبت به اثرات خواب‌آور شاهدانه تحمل ایجاد می‌شود، و پرهیز با خوابهای غیرمعمول و کیفیت پایین خواب مشخص می‌شود که پیش بینی کننده عود است. اختلال ECS در مصرف مزمن ماری جوانا احتمالاً زمینه ساز اختلال بی‌خوابی طولانی مدت است که معمولاً در هنگام پرهیز مصرف کنندگان شاهدانه مشاهده می‌شود.


سیستم اورکسین که توسط هیپوتالاموس جانبی خلفی تشکیل می‌شود مانند سیستم‌های LC-NE، DRN-5-HT و TMN-HA است که سلول‌ها فقط در هنگام بیداری فعالیت می‌کنند و در مراحل خواب ساکت هستند. از نظر ضروری بودن برای حفظ حالت بیداری منحصر به فرد است، زیرا اختلال آن در بیماران مبتلا به نارکولپسی منجر به قطع دوره‌ای و ناگهانی حالت هوشیاری می‌شود.


خوشه نورون‌های اورکسین در هیپوتالاموس، گره‌ای است که به سایر هسته‌های مرتبط با برانگیختگی پیوند می‌یابد، از جمله نورون‌های کولینرژیک قاعده مغز قدامی، نورون‌های TMN-HA، نورون‌های DRN-5-HT، نورون‌های VTA-DA، نورون‌های کولینرژیک تگمنتال خلفی جانبی، و نورونهای LC – NE (شکل ۱).


این سیستم آماده است تا فعالیت همزمان چندین سیستم برانگیختگی را تنظیم کند. اورکسین علاوه بر نقش خود در برانگیختگی، در تأثیرات پاداش‌آور داروهای سوء مصرف شده، از جمله داروهای مخدر نقش دارد.


به عنوان مثال، افرادی که مبتلا به اختلال نارکولپسی یا همان اختلال بی‌خوابی هستند و میزان اورکسین پایینی دارند از مواد افیونی سوء استفاده نمی‌کنند و موشهایی که حذف ژنتیکی اورکسین دارند پتانسیل کمتری برای اعتیاد به مواد افیونی را نشان می‌دهند، که این اورکسین را در تاثیرات پاداش اولیه مواد مخدر، درگیر می‌کند. نورون‌های اورکسین توسط پاداش فعال می‌شوند و پروجکت می‌کنند به سلولهای عصبی DA در VTA که هسته اکومبنس را عصب کشی می‌کنند و واسطه پاداش می‌شوند، که بر روی آن نیز از طریق پروجکشن مستقیم خود به آن تأثیر می‌گذارند. قرار گرفتن طولانی مدت در معرض مواد افیونی، اورکسین را در انسان و جوندگان مجددا تنظیم می‌کند. مغزهای مصرف کنندگان هروئین پس از مرگ، افزایش تعداد نورونهای اورکسین را در هیپوتالاموس جانبی نشان دادند و مطالعات ترجمه معکوس تأیید کردند که استفاده مزمن مواد افیونی در جوندگان نیز باعث افزایش تعداد نورونهای اورکسین در هیپوتالاموس جانبی آن‌ها می‌شود. پیش بینی می‌شود که از تنظیم مجدد اورکسین یک حالت بیش فعالی ایجاد شود و ممکن است زمینه ساز بی‌خوابی باشد که هم در مصرف کنندگان مواد افیونی که درمان شده‌اند و هم در مصرف کنندگانی که درمان نشده‌اند دیده می‌شود. مطالعات بالینی، نشان می‌دهد که تزریق میکرو اورکسین به VTA باعث افزایش مصرف خودکار کوکائین و بازگرداندن اولویت مکان شرطی شده کوکائین می‌شود، همچنین اورکسین را در اثرات پاداش کوکائین دخیل می‌کند. گفته شده است که اورکسین به طور خاص در حالات انگیزشی بالا، مانند مواردی که تلاش برای به دست آوردن مواد زیاد است و یا هنگامی که حیوانات استرس دارند، در سوء مصرف مواد درگیر می‌شود.


به عنوان مثال، آنتاگونیستهای اورکسین فقط در شرایطی بر روی مصرف خودکار تاثیر می‌گذارند که نیاز به تلاش نسبتاً زیاد دارند، مانند برنامه‌های نسبت پیشرونده، یا هنگامی که به دنبال مواد رفتن توسط نشانه‌ها یا استرس شروع می‌شود، که این نشان می‌دهد ممکن است به ویژه در هنگام عود فعال باشد. این امر با وضعیت برانگیختگی همراه با ولع مصرف هماهنگ خواهد بود.


این یافته ها، منطقی برای ارزیابی آنتاگونیست‌های اورکسین فراهم می‌کنند، مانند سووروکسانت، دارویی که در حال حاضر برای استفاده در اختلال بی‌خوابی، به عنوان درمان اختلالات استفاده از مواد و ایجاد داروهای جدید مورد تأیید قرار گرفته است.


این عوامل ممکن است با جلوگیری از دو اثر متمایز، اما به هم پیوسته اورکسین، تقویت پاداش و اثرات برانگیختگی، که می‌تواند به کاهش پاداش دارو کمک کند و اختلالات خواب را بهبود بخشد، یک سود دو برابر فراهم کنند.

 

تصویر، حرکت بیرون برِ نورون‌های اورکسین هیپوتالاموس جانبی را به تصویر می‌کشد.


سیستم اورکسین به گونه‌ای قرار گرفته است که بر عملکرد شناختی، برانگیختگی و پاداش تأثیر بگذارد. نورونهای اورکسین دارای پروجکشن‌های گسترده قسمت مغز قدامی هستند. پروجکشن‌های قشر مغز ممکن است جنبه‌های شناختی رفتار مصرف مواد مانند تصمیم گیری را تعدیل کند. علاوه بر این، آن‌ها به هسته‌های مربوط به برانگیختگی پروجکت می‌کنند، از جمله لوکوس سیرولئوس (LC)، که نوراپی نفرین (NE) آزاد می‌کند، هسته رافه پشتی (DRN)، که سروتونین (5-HT) آزاد می‌کند، هسته تگمنتال خلفی جانبی (LDT)، که استیل کولین (ACh) آزاد می‌کند، هسته توبروامامیلا (TMN)، که هیستامین (HA) آزاد می‌کند، و هسته قاعده‌ای ماینرت (NBM)، که ACh آزاد می‌کند. این هسته‌ها به نوبه خود دارای پروجکشن‌های پراکنده در سراسر مغز قدامی هستند. پروجکشن‌های عصبی اورکسین به ناحیه تگمنتال شکمی (VTA) و هسته آکومبنس (NAc) آماده برای تعدیل پاداش و تحریک محرک‌های پاداش‌آور هستند.

 

خلاصه

اگرچه کاملاً پذیرفته شده است که بین اختلال در خواب و رفتار سوء مصرف مواد، ارتباطات عصبی زیستی وجود دارد که منجر به همبودی می‌شود، تحقیقات هنوز در مراحل ابتدایی هستند. پیش از این، ما در مورد یک چارچوب تشریحی ساده صحبت کردیم که برخی از پیوندهای مربوط به این همبودی را مشخص می‌کند، اما احتمالاً مسیرها و بسترهای دیگری نیز وجود دارند که برخی از آن‌ها هنوز باید کشف شوند. فعل و انفعالات عملکردی دقیق بین این مناطق مختلف و دخالت آن‌ها در مسیر مصرف مواد کاملا بررسی نشده است. به همین ترتیب، اینکه چگونه نحوه تعامل بین خواب و مصرف مواد توسط ژنتیک، اتفاقات زندگی، جنسیت و ریتم شبانه روزی شکل گرفته است ناشناخته مانده است. تحقیقات بیشتر برای پر کردن خلاء‌های دانش در تقاطع خواب، پاداش مواد مخدر و اعتیاد، به شناسایی اهداف درمانی که کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلالات خواب و مصرف مواد را بهبود می‌بخشد کمک می‌کند.

منبع: https://doi.org/10.1038/s41386-019-0465-x

مترجم: مهسا سادات نواب صفی الدین، فروردین ماه ۱۴۰۰