کلینیک آرمان حیات با 20 سال تجربه...با بکارگیری انواع روشهای سم زدایی سرپایی و بستری وبکارگیری کادر مجرب روانشناسی و مددکاری  صدها بیمار را به خود,خانواده و جامعه  باز گردانده ایم لذا با تجربه دودهه فعالیت امیدواریم قدمی هرچند کوچک در انجام رسالت خود برداریم

صفحه‌ی اصلی

کارت دیجیتال

اینستاگرام

درمان و مشاوره

مواد اعتیاد آور

نوروفیدبک

مقالات

گالری

درباره ما

تماس با ما

چگونه بهترین مرکز تخصصی درمان را انتخاب کنیم؟

هدف ما از درمان افزایش کیفیت زندگی بیمار می باشد

ثبت نام

فعالیت مغز در واکنش به محرک های منفی واسطه رابطه مصرف ماری جوانا در نوجوانان و عملکرد هیجانی در آینده است

پیش زمینه

ماری جوانا متداول ترین ماده مخدر غیرقانونی در ایالات متحده است که 36.4٪ از نوجوانان دبیرستانی مصرف سال گذشته آن را گزارش کرده اند. روندهای اخیر، افزایش مصرف ماری جوانا همراه با کاهش قابل ملاحظه درک آسیب را نشان می دهند. این امر با توجه به پیامدهای نامطلوب مرتبط با مصرف ماری جوانا، از جمله اختلال شناختی، موفقیت و دستاوردهای کمتر در طول زندگی و افزایش خطر اعتیاد، نگران کننده است.

البته مصرف کنندگان نوجوان ماری جوانا ممکن است در معرض خطر بیشتری برای عواقب نامطلوب باشند. در مقایسه با مصرف کنندگان بزرگسال، مصرف کنندگان نوجوان ماری جوانا احتمالاً علائم وابستگی را در طی دو سال پس از شروع مصرف تجربه می کنند، در معرض خطر بیشتر برای وابستگی به سایر مواد مخدر هستند، و افزایش نقص عملکرد اجرایی را در خود نشان می دهند.

علاوه بر این، مطالعات مربوط به عملکرد مغز در حین انجام وظایف شناختی، تفاوت هایی در فعال سازی و اتصال مغز در مصرف کنندگان ماری جوانا را در مقایسه با گروه کنترل نشان داده است، برخی از آنها در کسانی که از دوران نوجوانی استفاده کننده بوده اند بیشتر مشهود است.

اهمیت ویژه پژوهش حاضر این است که شواهدی وجود دارد که نشان می دهد ممکن است مصرف ماری جوانا در دوران نوجوانی تأثیرات طولانی مدتی بر روی احساسات داشته باشد. مصرف ماری جوانا غالباً با اختلالات خلقی همراه است، و جنبه های تأثیر منفی (به عنوان مثال، روان رنجوری، علائم افسردگی و اضطراب) هم در میان بزرگسالان و هم نوجوانان با مصرف ماری جوانا ارتباط دارد. اگرچه گفته شده است که ممکن است این ارتباطات، مربوط به استفاده از ماری جوانا به عنوان خود درمانی برای علائم افسردگی و اضطراب باشد، اما این تفسیر فاقد شواهد و پشتیبانی ثابت و مداوم است.  در واقع، شواهد موجود نشان می دهد که استفاده از ماری جوانا در اوایل زندگی ممکن است در آینده به ایجاد افسردگی و اضطراب کمک کند.

این مورد در مدل های حیوانی حمایت می شود، که درواقع نشان می دهد، زود قرار گرفتن در معرض کانابینوئیدها روندهای هیجانی را مختل می کند و منجر به فنوتیپ های افسردگی بعدی و افزایش اضطراب اجتماعی می شود.

Delta-9-tetrahydrocannabinol (THC)، جزء اصلی ماده روانگردان ماری جوانا، به گیرنده های کانابینوئید CB1 در مغز متصل می شود. کانابینوئیدهای درون زا در تنظیم پاسخ های هیجانی، از جمله خلق و خو، اضطراب و پرخاشگری نقش دارند، و مطالعات آزمایشگاهی از تأثیر حاد THC بر خلق و خو و احساسات پشتیبانی می کنند. ابراز گیرنده CB1 در دوران بلوغ در بالاترین حد خود است، و پس از آن در بزرگسالی کاهش می یابد، که بیشترین کاهش در مناطق لیمبیک مشاهده می شود که به شدت در تنظیم هیجان نقش دارند. بنابراین، قرار گرفتن در معرض THC در نوجوانی ممکن است عواقب پایداری در مغز در حال رشدی داشته باشد که به طور خاص بر تنظیم هیجان تأثیر می گذارد.  

برخی از حمایت ها از این موضوع، از مطالعات تصویربرداری ساختاری است که نشان می دهد بین مصرف کنندگان ماری جوانا در نوجوانی و گروه کنترل تفاوت های حجمی در مناطق لیمبیک، از جمله آمیگدالا، هیپوکامپ و انسولا وجود دارد. به عنوان مثال، در زنان مصرف کننده ماری جوانا در مقایسه با گروه کنترل حجم بیشتری از آمیگدالا مشاهده شد که بیشتر با افسردگی و علائم اضطراب همراه بود.

پژوهش های دیگر مشاهده کرده اند که مصرف کنندگان ماری جوانا در مقایسه با گروه کنترل در مناطق مغزی درگیر هیجان، از جمله در انسولا و قشر گیجگاهی، تفاوت هایی در جریان خون مغزی و ارتباط استراحت دارند. با هم، شواهد از وجود ارتباط بین مصرف ماری جوانا در دوران نوجوانی و تغییر سیستم های عصبی حمایت کننده از تنظیم هیجان پشتیبانی می کنند. 

نتایج

هدف از این پژوهش بررسی تأثیر استفاده زیاد از ماری جوانا در دوران نوجوانی بر عملکرد هیجانی در آینده و همچنین واسطه های بالقوه عملکرد مغز در این اثر بود.  با استفاده از یک طراحی آینده نگرانه، دو نتیجه مربوط به عملکرد هیجانی بررسی شد: هیجان منفی و مقاومت. 

هیجانات منفی، تمایل به تجربه خلق افسرده، اضطراب و عصبانیت تحریک پذیر است. تاب آوری یا مقاومت، توانایی انطباق انعطاف پذیر سطح کنترل فرد - در هر دو جهت - در پاسخ به خواسته های محیط است. این شامل كنترل عمدی متفكرانه رفتار در شرایط چالش برانگیز یا استرس زا و بیان آزادتر در شرایطی است كه مناسب هستند. این نوع خودتنظیمی جنبه حیاتی تنظیم هیجانی است.

ما دریافتیم که مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا در اوایل نوجوانی هنگام شروع مصرف ماری جوانا در عملکرد هیجانی با گروه کنترل تفاوتی ندارند، در حالی که در اواخر نوجوانی / اوایل بزرگسالی، مصرف کنندگان سنگین نسبت به گروه کنترل هیجانات منفی بیشتر و مقاومت کمتری دارند. برای بررسی تأثیر استفاده از ماری جوانا در نوجوانی بر عملکرد مغز مربوط به هیجان، ما پاسخ های عصبی به کلمات احساسی (منفی یا مثبت) را در گروه کنترل با مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا مقایسه کردیم.

مصرف کنندگان سنگین در مقایسه با گروه های کنترل، فعالیت کمتری در مناطق ادغام و پردازش احساسات، از جمله انسولای سمت راست، قشر پیش پیشانی و قشر پس سری در هنگام مشاهده کلمات منفی داشتند و همچنین در منطقه ای که در حین مشاهده کلمات مثبت مربوط به کنترل توجه است (لوب آهیانه ای تحتانی راست) نیز فعالیت کمتری نشان دادند. فعال سازی آمیگدالا در مصرف کنندگان سنگین نسبت به گروه کنترل نسبت به کلمات منفی و مثبت کمتر بود. علاوه بر این، ما در میان مصرف کنندگان سنگین، شاهد افزایش فعالیت در واکنش به کلمات مثبت در قشر خلفی جانبی پیش پیشانی بودیم.

فعال شدن قشر پیش پیشانی در حین مشاهده محرک های منفی، واسطه ارتباط بین مصرف ماری جوانا و هیجان منفی و مقاومت در زمان پیگیری(فلوآپ) ایجاد کرد. فعال شدن مناطق ارتباط بینایی قشر پس سری، بین استفاده از ماری جوانا و مقاومت در آینده ارتباط ایجاد می کند، اما نه هیجان های منفی. یافته اصلی این مطالعه آینده نگر این است که مصرف ماری جوانا در دوره نوجوانی ممکن است بر عملکرد هیجانی در آینده تأثیر بگذارد.

مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا از نظر هیجان منفی امتیاز بالاتری نسبت به گروه کنترل در سنین تقریبی ۲۰ و ۲۳ سال داشتند، در حالی که هنگام شروع مصرف زیاد، گروه ها تقریباً در سن ۱۳ سالگی با یکدیگر تفاوتی نداشتند. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل اکتشافی نشان داد که هیجانات منفی از اوایل نوجوانی تا اوایل بزرگسالی یا جوانی در گروه کنترل کاهش می یابد - مطابق با تغییرات هنجاری - اما در مصرف کنندگان سنگین کاهش نمی یابد.

از همه مهمتر، ما بین موارد مصرف ماری جوانای بیشتر در طول زندگی و هیجانات منفی بالاتر در سن ۲۰ سالگی، پس از کنترل سطح اولیه هیجانات منفی (به عنوان مثال، در هنگام شروع استفاده)، ارتباطی مشاهده کردیم.

این یافته ها با سایر پژوهش های طولی مطابقت دارد که نشان می دهد مصرف کنندگان نوجوان ماری جوانا در اوایل بزرگسالی با افزایش افسردگی، اضطراب و خودکشی مواجه هستند، اما استفاده از ماری جوانا با تفاوت های پیش از تأثیر(پری موربید) منفی همراه نبوده است. بنابراین، نتایج فعلی به کارهای قبلی اضافه می کند و از ارتباط بین مصرف ماری جوانا در سن پایین و تأثیر منفی در آینده حمایت می کند.

ما همچنین تأثیر استفاده از ماری جوانا بر مقاومت را بررسی کردیم، چراکه خودتنظیمی نقشی اساسی در عملکرد هیجانی دارد. ما هیچ تفاوتی بین گروه ها در مقاومت در سن شروع ماری جوانا پیدا نکردیم، در حالی که تفاوت ها در اواخر نوجوانی / اوایل بزرگسالی با مقاومت کمتر در گروه مصرف سنگین پدیدار شد. اگرچه به عنوان یک ویژگی خلقی / شخصیتی مفهوم یافته است، اما شواهد نشان می دهد که مقاومت در افراد سالم در طول دوره نوجوانی تا بزرگسالی بهبود یافته و بهتر می شود.

در اینجا متوجه شدیم که مقاومت با گذشت زمان در گروه کنترل ها افزایش می یابد اما در مصرف کنندگان سنگین افزایش نمی یابد. بعلاوه، موارد مصرف مادام العمر ماری جوانا با مقاومت رابطه منفی داشت، حتی پس از در نظر گرفتن سطح اولیه مقاومت.

یکی از اهداف اصلی این مطالعه توصیف مکانیسم های عصبی است که از طریق آنها مصرف ماری جوانا در نوجوانی اثرات خود را بر عملکرد هیجانی آینده اعمال می کند. ما در پیگیری های بعدی دریافتیم که فعال شدن قشر پیش پیشانی سمت راست در واکنش به کلمات منفی، واسطه ارتباط بین مصرف ماری جوانای سنگین و هیجانات و مقاومت منفی است.

به طور خاص، فعال سازی در شکنج پیشانی میانی سمت راست و شکنج پیشانی فوقانی خلفی جانبی در مصرف کنندگان سنگین کمتر از گروه کنترل بود، تاثیری که با توجه به پیگیری های بعدی با کاهش مقاومت و افزایش هیجانات منفی همراه بود. از این ناحیه قشر پیش پیشانی به عنوان قشر خلفی جانبی پیش پیشانی دمی (caudal dlPFC)) یاد می شود و از نزدیک با مناطق حرکتی و حرکتی مکمل ارتباط دارد. کارهای قبلی، فعال سازی  dlPFC  دمی و مناطق مرتبط با آن را در هنگام خواندن کلمات هیجانی با تحریک بالا پیدا کرده اند.

نواحی پیش حرکتی و حرکتی مکمل برای پردازش احساسات و همدلی مهم هستند و ممکن است با تلفیق پاسخ های حرکتی و لیمبیک، تمایلات رویکرد کناره گیری از محرک های هیجانی را تنظیم کنند.

یک متاآنالیز اخیر نشان داد که فعالیت و واکنش این مناطق در آلکسی تیمیا، به محرک های منفی کاهش می یابد، صفتی که با دشواری های تجربه و پردازش احساسات مشخص می شود. 

یافته های فعلی نشان می دهند که مصرف سنگین ماری جوانا در دوران نوجوانی ممکن است بر عملکرد dlPFC دمی تأثیر بگذارد، پردازش و ادغام محرک های هیجانی را مختل کرده و منجر به افزایش احساس یا هیجان منفی شود.

علاوه بر این، ما دریافتیم که فعال شدن و واکنش در قشر پس سری به محرک های هیجانی منفی، واسطه رابطه بین استفاده از ماری جوانا و مقاومت در آینده بود. به طور خاص، فعال شدن در منطقه قشر اطراف شکاف کلکارین، از جمله بخش هایی از کونئوس راست و شکنج زبان، در مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا کمتر از گروه کنترل بود. این فعال سازی بیشتر با کاهش مقاومت در زمان پیگیری، هنگام کنترل مقاومت در زمان اسکن، همراه بود.

اگرچه کونئوس و شکنج زبانی به طور کلاسیک به عنوان مناطق پردازش بصری و ادغام در نظر گرفته می شوند، شواهد زیادی وجود دارد که هر دو منطقه را با جنبه های عملکرد هیجانات مرتبط می کند، از جمله پردازش چهره های احساسی، کلمات احساسی با تحریک بالا، و کلیپ های فیلم احساسی، و همچنین ارزیابی وضعیت احساسی خود. فعال سازی کونئوس همچنین با توانایی نسبت دادن حالات روانی به دیگران همراه است، اصطلاحاً "تئوری ذهن" (ToM). یک مطالعه اخیر گزارش داده است که مصرف کنندگان بزرگسال ماری جوانا در فعال سازی مغز در مقایسه با گروه کنترل در طول انجام یک کار ToM تفاوت دارند، از جمله فعال سازی کمتر در کونئوس راست.

بنابراین، تأثیر مصرف سنگین ماری جوانا در دوران نوجوانی بر عملکرد مناطق پس سری در ارزیابی محرک های هیجانی با توجه به خود و دیگران ممکن است خودتنظیمی فرآیندهای هیجانی را مختل کند (همانطور که در اینجا با مقاومت اندازه گیری می شود).  علاوه بر مناطقی که واسطه نتایج بعدی شدند، مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا نسبت به گروه کنترل، به کلمات منفی واکنش کمتری نشان دادند. این یافته ها با کارهای قبلی مطابقت دارند که نشان می دهند در مصرف کنندگان نوجوان ماری جوانا، جریان خون مغزی در انسولا در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافته است.

علاوه بر این، مطالعات انجام شده در مورد مصرف ماری جوانا در بزرگسالان، در طی یک کار تشویقی با پول، در مقایسه با گروه کنترل، فعالیت و واکنش کمتری در انسولا به نتایج ضرر و زیان و همچنین به خطاهای موجود در یک کار کنترل مهار کردن پیدا کردند. انسولا برای ادغام اطلاعات هیجانی و هومئوستاتیک حیاتی است و ممکن است در ترجمه سیگنالهای بینابینی به احساسات آگاهانه نقش داشته باشد. به عنوان مثال، میزان فعال شدن انسولا در حالی که شرکت کنندگان حالات هیجانی و بدنی خود را ارزیابی می کردند، با اضطراب اجتماعی و روان رنجوری مرتبط بود.

فعال سازی انسولا همچنین با اقدامات خود گزارش دهی اضطراب و پیش بینی قرار گرفتن در معرض انزجار در افراد مستعد اضطراب همراه بوده است. در اینجا در بین مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا در مقایسه با گروه کنترل واکنش و فعالیت کمتری در انسولا نسبت به کلمات منفی پیدا شد، که همچنین هنگام اسکن با احساسات منفی بیشتری همراه بود. این شواهد همگی با هم نشان می دهند که استفاده زیاد از ماری جوانا ممکن است منجر به اختلال در ادغام تجربه هیجانی شود.

فعال سازی آمیگدالا نیز در مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت - تاثیری که هم برای کلمات منفی و هم  مثبت مشاهده شده است. همراه با انسولا، آمیگدالا بخشی از شبکه ای است که در ترجمه پاسخ های متناوب به محرک های هیجانی به تجربه هیجانی دخیل است.

پاسخ کند شده آمیگدالا در افرادی که در تجربه و پردازش احساسات دچار مشکل هستند نیز مشاهده شده است. به طور حتم، نشان داده شده است که کانابیدیول، یک جز روانگردان شاهدانه، باعث کاهش فعال سازی آمیگدالا به محرک های هیجانی اضطراب زا می شود. این تاثیر همچنین با کاهش فعالیت الکترودرمال همراه بود، که از پیوندهای بین ماری جوانا، عملکرد آمیگدالا و پاسخ متقابل به هیجانات حمایت می کند.

علاوه بر این، شواهد قبلی نشان می دهد که تأثیر استفاده از ماری جوانا در پاسخ هیجانی ناشی از آمیگدالا به محرک های منفی محدود نمی شود. گروبر و همکاران (2009) گزارش کردند که مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا در مقایسه با گروه کنترل به هر دو چهره خوشحال و عصبانی که زیر سطح پردازش آگاهانه ارائه شدند، واکنش و فعالیت آمیگدالای کمتری نشان دادند. در اینجا ما فعالیت و واکنش آمیگدالای کمتری نسبت به کلمات مثبت و منفی را در مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا در مقایسه با گروه کنترل پیدا کردیم که بیشتر با هیجان منفی ارتباط دارد. بنابراین، ماری جوانا ممکن است بر عملکرد آمیگدالا تأثیر بگذارد که باعث اختلال در تحریک و ادغام هیجانی عمومی می شود. یافتن ارتباط بین هیجان منفی و کاهش فعالیت انسولا و آمیگدالا، مخالف اثرات توصیف شده در تحقیقات موجود درباره افسردگی و اضطراب است که افزایش فعالیت و واکنش به محرک های منفی را گزارش می دهد.

با این حال، یک مطالعه طولی در مورد افراد مبتلا به افسردگی اساسی همراه با وابستگی به ماری جوانا نشان داد که مصرف بیشتر ماری جوانا مرتبط است با کاهش فعالیت و واکنش آمیگدالا به محرک های هیجانی. این نشان می دهد مکانیزمی که ماری جوانا از طریق آن بر احساسات منفی تأثیر می گذارد با مکانیسم زمینه ای افسردگی و اضطراب متفاوت است. به عنوان مثال، ارتباطات بین عملکرد انسولا و آمیگدالا و احساسات منفی در مطالعه حاضر ممکن است بیشتر مربوط به تفاوت در تجربه و پردازش احساسات باشد تا افسردگی و اضطراب.

سرانجام، مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا در حین مشاهده کلمات مثبت، فعالیت کمتری در لوبول آهیانه ای تحتانی راست و فعالیت بیشتری در dlPFC راست نشان دادند. قشر آهیانه ای تحتانی بخشی از یک سیستم توجهی است که در تخصیص خودکار توجه به اطلاعات مربوط به وظیفه دخیل است، در حالی که dlPFC بیشتر مربوط به کنترل توجه عمدی است. بنابراین، نتایج فعلی حاکی از کاهش توجه اتوماتیک به کلمات مثبت در مصرف کنندگان سنگین همراه با افزایش متناظر کنترل عمدی توجه لازم برای انجام کار است. این با تحقیقات قبلی که نشان دهنده افزایش فعالیت مدار کنترل توجه پیش پیشانی نیمکره راست در نوجوانان مصرف کننده ماری جوانا است، سازگار است که ممکن است نشان دهنده نیاز به تلاش بیشتر برای رسیدگی به محرک های مرتبط با وظیفه یا کار را نشان دهد.

خلاصه

با استفاده از یک طراحی آینده نگرانه، متوجه شدیم که مصرف کنندگان سنگین ماری جوانا که از نوجوانی شروع به مصرف کرده اند، در اوایل بیست سالگی دارای هیجانات منفی بیشتر و مقاومت کمتری بودند. علاوه بر این، تفاوت در پاسخ های عصبی به کلمات پر از احساس، واسطه ارتباط بین استفاده از ماری جوانا و هیجانات و مقاومت منفی این افراد در آینده بود.

از آنجا که مصرف ماری جوانا در حال افزایش است در حالی که درک آسیب ها کاهش می یابد، این پژوهش به موقع است. این کار به شواهد رو به رشدی که به اثرات سوء مصرف ماری جوانا در نوجوانان بر عملکرد هیجانی اشاره می کند، اضافه می شود و اولین پژوهشی است که ارتباطات عصبی عملکردی این اثرات را به طور آینده نگرانه توصیف می کند. درحالیکه شواهدی در مورد عواقب نامطلوب مصرف ماری جوانا در دوران نوجوانی بر عملکرد مغز جمع می شود، چنین تحقیقاتی توانایی بهبود اقدامات پیشگیرانه و مداخله را از طریق آموزش بهتر دارند، تا مصرف ماری جوانا و عواقب منفی آن را کاهش دهند.

 

منبع: https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S1878929315000894

مترجم: مهسا سادات نواب صفی الدین، خرداد ماه ۱۴۰۰