کلینیک آرمان حیات با 20 سال تجربه...با بکارگیری انواع روشهای سم زدایی سرپایی و بستری وبکارگیری کادر مجرب روانشناسی و مددکاری  صدها بیمار را به خود,خانواده و جامعه  باز گردانده ایم لذا با تجربه دودهه فعالیت امیدواریم قدمی هرچند کوچک در انجام رسالت خود برداریم

صفحه‌ی اصلی

کارت دیجیتال

اینستاگرام

درمان و مشاوره

مواد اعتیاد آور

نوروفیدبک

مقالات

گالری

درباره ما

تماس با ما

چگونه بهترین مرکز تخصصی درمان را انتخاب کنیم؟

هدف ما از درمان افزایش کیفیت زندگی بیمار می باشد

ثبت نام

درک اثرات عصبی بیولوژیکی سوء مصرف مواد

سوء مصرف مواد مخدر و اختلالات مغزی مربوط به مصرف مواد مخدر، از مشکلات سلامت عمومی با پیامدهای مضر فردی و اجتماعی است.

شناسایی اهداف درمانی و درمان های دارویی دقیق برای این شرایط عصبی - روانی مرتبط با سوء مصرف مواد ضروری است. درک ارتباط بین مکانیسم های عصبی و رفتار یکی از جنبه های کلیدی روشن شدن اهداف مرتبط با سوء مصرف مواد مخدر است.

با توجه به ویژگی های مختلف مولکولی، بیوشیمیایی، دارویی و فیزیولوژیکی، گورخرماهی (Danio rerio) مهره دار مناسبی برای مدل سازی فرایندهای پیچیده مربوط به واکنش به سوء مصرف مواد در نظر گرفته شده است. بنابراین در اینجا، ما با کمک گورخر ماهی اثرات مخدرها، کانابینوئیدها، الکل، نیکوتین و داروهای روانگردان بر سیستم عصبی مرکزی (CNS) را بررسی می کنیم.

اتانول

اطلاعات کلی

سنت های فرهنگی اجتماعی و کلیشه های رفتاری، مصرف الکل (اتانول، اتیل الکل) را تسهیل می کند، و تجربه زودِ استفاده از آن، دسترسی آسان، هزینه نسبتاً کم و ارتباط آن با فعالیت های لذت بخش، همگی ممکن است در ایجاد اختلالات مصرف الکل (AUD) کمک کنند.

نوشیدن در جمع باعث ایجاد حالات روحی مثبت و اثرات ضد اضطراب/استرس می شود. با این حال، مصرف طولانی مدت ممکن است منجر به AUD شود، که به عنوان شرایط عصبی روانی طبقه بندی می شود و بیماران میل مصرف الکل و رفتار جستجوی الکل را از خود نشان می دهند. سوء مصرف الکل و اعتیاد به الکل به دلیل شیوع زیاد و پیامدهای چند بعدی سلامتی از جمله تغییرات پیچیده مغز، نمایانگر مسائل عمده سلامت عمومی است.

الکل هم از نظر تأثیرات آن بر افراد و هم جامعه مضرترین ماده برای سوء استفاده است. در واقع، مصرف الکل تقریباً ۵.۹ درصد از مرگ و میرها در سراسر جهان و ۵.۱ درصد از بار جهانی بیماری ها را بر عهده دارد.

مصرف کنندگانی که احساس اجبار برای مصرف الکل دارند، از خود حالت از دست دادن کنترل رفتاری و همچنین علائم تحمل و ترک را نشان می دهند که ممکن است شامل اضطراب، دوره های افسردگی، کاهش روابط اجتماعی، بی خوابی یا اینسومنیا، تهوع و تشنج های صرعی باشد. نکته مهم این است که هم عوامل ژنتیکی و هم محیطی بر آمادگی ابتلا به الکلیسم تأثیر می گذارد. علیرغم تأثیرات قابل توجه AUD بر سلامت عمومی، درمان های دارویی برای وابستگی به الکل به طور قابل توجهی کم استفاده می شوند. دلیل کمبود داروهای موثر که می توان از آنها به عنوان دارودرمانی برای AUD استفاده کرد، عدم درک اثرات این دارو است که هم از نظر دارویی و هم عملکردی پیچیده است.

 

مکانیسم های احتمالی اتانول در سیستم عصبی مرکزی (CNS)

اثرات اتانول بر عملکرد مغز از محدوده کم تا ۱۰۰ میلی مولار رخ می دهد، اما مکانیسم های دقیق دخیل در پاسخ های ناشی از اتانول به طور کامل روشن نشده است. اتانول متفاوت از سایر داروهای روانگردان، دارای اثر دارویی نسبتاً پیچیده ای در CNS است که به طور مستقیم بر چندین هدف مولکولی و واکنش های بیوشیمیایی و همچنین تعداد بیشتری از این مکانیسم ها به طور غیر مستقیم تأثیر می گذارد.

اتانول به راحتی از سد خونی-مغزی عبور می کند و فعالیت مغز را کنترل می کند و در نتیجه رفتار را به صورت وابسته به دوز تحت تأثیر قرار می دهد. قرار گرفتن شدید در معرض دوزهای کم تا متوسط اتانول باعث افزایش عدم بازداری رفتار تنبیه شده، سرخوشی و ضد اضطراب می شود، در حالی که دوزهای بالاتر باعث آرام بخشی، عدم هماهنگی، خواب آلودگی و اختلالات حافظه می شود. از نظر مزمن بودن، اتانول باعث ایجاد فرایندهای سازگاری عصبی و باعث تحمل، وابستگی و سندرم ترک می شود که شامل علائم روانپزشکی، سمیت عصبی آشکار و اختلالات شناختی شدید است.

اتانول هر دو مسیر انتقال سیگنال تحریکی و مهاری را در CNS کنترل می کند. اتانول فعالیت متابولیک را کاهش می دهد، انتقال عصبی گلوتاماترژیک را مهار می کند و سیناپسهای گاما آمینوبوتیریک اسید (GABA) و سیناپسهای واسطه گلیسین را تقویت می کند. علاوه بر این، اتانول با مهار عملکرد کانالهای نوع L  Ca2+، جریان غشایی کلسیم (Ca2+) را کاهش می دهد، که نقش کلیدی در رفتارهای افسردگی ناشی از اتانول و سازگاری عصبی ایفا می کنند. اختلال در هموستاز(خون­ایستی) CNS با اثرات آرام بخش و ضد اضطراب ناشی از اتانول و همچنین تاثیر نقص حافظه بر عملکرد شناختی مرتبط است.

اتانول به طور غیر مستقیم نورون های دوپامینرژیک و سروتونرژیک را فعال می کند که سیستم پاداش را تقویت می کند. دوزهای پایین اتانول باعث افزایش آزادسازی دوپامین و سروتونین می شود و در نتیجه به ترتیب تقویت و رفتارهای مربوط به احساسات را تسهیل می کند. برعکس، مصرف مزمن اتانول هم سطح دوپامین و هم سروتونین را کاهش می دهد و در هنگام قطع مصرف اتانول حالت های احساسی منفی مشاهده می شود. اتانول همچنین بر هموستاز سیستم های کولینرژیک، نورآدرنرژیک، اوپیودرژیک، و اندوکانابینویدرژیک نیز تأثیر می گذارد. این مجموعه مکانیسم ها کمک می کند به توضیح چگونگی تاثیر اتانول بر یادگیری، حافظه و همچنین خواص پاداش دهنده اتانول.

تعدادی پروتئین ها با محل اتصال اتانول شناسایی شده اند. اینها شامل آنزیم های دخیل در فارماکوکینتیک اتانول، مانند الکل و استالدهید دهیدروژناز (ADH/ALDH)، سیتوکروم P450 2E1 (CYP2E1)، و آدنیل سیکلاز- آنزیمی که پیام رسان دوم آدنوزین 3 ′ ، 5'-مونوفسفات (cAMP) را از آدنوزین تری فسفات تولید می کند (ATP). فاکتور آزاد کننده کورتیکوتروپین (CRF) نقش مهمی در عود ناشی از استرس و نوشیدن اتانول ایفا می کند زیرا تنظیم مثبت آن مستقیماً در حالات احساسی منفی دخیل است. مصرف حاد و مزمن اتانول همچنین cAMP  را در مغز تعدیل می کند- اتصال عنصر پاسخگو به پروتئین در مغز و اثرات پایین دست بر روی چندین ژن مهم مرتبط با CREB، مانند نوروپپتیدY ((NPY ، فاکتور نورون‌زایی مشتق‌شده از مغز (BDNF) ، پروتئین تنظیم فعالیت مرتبط با اسکلت سلولی (ARC)، و هورمون آزاد کننده کورتیکوتروپین (CRH). این ژنهای مرتبط با CREB نقش مهمی در استعداد ژنتیکی برای اعتیاد به الکل دارند که به تأثیرات رفتاری اتانول کمک می کند.

مواد افیونی

اطلاعات کلی

این دسته گروهی از مواد هستند که شامل مواد افیونی (به عنوان مثال، تریاک، دیامورفین، مورفین، کدئین، تبائین و اوریپاویین) و داروهای نیمه مصنوعی (مانند مپریدین، پتیدین، هیدرومورفون، متادون، هیدروکودون، اکسی کدون و فنتانیل) هستند که اقدامات مشابهی با مواد افیونی دارند. استفاده غیرپزشکی از مواد افیونی یک چالش عمده سلامت عمومی در دو دهه گذشته محسوب می شود. مواجهه مکرر با افزایش دوز مواد مخدر می تواند منجر به ایجاد تحمل، اعتیاد (میل شدید به مواد مخدر و مصرف اجباری)، و وابستگی (برای جلوگیری از سندرم ترک) شود.

وابستگی به مواد مخدر و اعتیاد از اختلالات جدی، مزمن و اغلب عودکننده CNS هستند که با تغییر هموستاز مغز مرتبط است. ناهنجاری های مغزی که اعتیاد ایجاد می کنند پیچیده و طولانی مدت هستند و تحت تأثیر فاکتورهای محیطی (به عنوان مثال، استرس، شرایط اجتماعی و شرایط روانی) و همچنین عوامل ژنتیکی (به عنوان مثال مسیرهای مغزی که حتی قبل از مصرف اولین دوز افیونی غیر طبیعی بودند) قرار می گیرند. تغییر عملکرد مغز می تواند ولعی ایجاد کند که ماه ها یا حتی سال ها پس از آخرین استفاده از ماده منجر به عود شود. وابستگی به مواد مخدر و اعتیاد، از جمله بیماریهای مزمن مانند فشار خون بالا، اسکیزوفرنی و دیابت محسوب می شوند. بنابراین، استراتژی های درمانی جدید برای درمان اعتیاد به مواد مخدر و رویکردهای جدید برای کنترل اعتیاد به مواد مخدر ضروری هستند.

مکانیسم های احتمالی مواد افیونی در سیستم عصبی مرکزی (CNS)

مولکول های مواد افیونی در جریان خون به مغز می روند و به پروتئین های خاصی در سطح نورون های حساس به مواد افیونی متصل می شوند که به گیرنده های افیونی معروف هستند. در انسان ها، سه گیرنده کلاسیک افیونی وجود دارد: گیرنده mu-opioid (MOP) ، گیرنده kappa-opioid (KOP) و گیرنده delta-opioid  (DOP) ، که به ترتیب توسط ژن های OPRM1 ، OPRK1 و OPRD1 کدگذاری می شوند. این ژن ها گیرنده های مرتبط با پروتئین G را رمزگذاری می کنند که با پروتئین های G هتروتریمریک (Gi/Go) تعامل دارند. مواد افیونی، سیستم پاداش مزولیمبیک (مغز ذهنی) را فعال می کنند که در ایجاد انگیزه در مصرف کننده برای سوء استفاده مکرر از مواد نقش دارد.

این مسیر عمدتاً مسئول ایجاد سیگنال در ناحیه تگمنتال شکمی (VTA) است و در نهایت منجر به آزاد شدن دوپامین در هسته اکومبنس (NAc) می شود که باعث احساس لذت می شود. مواد افیونی بر سایر نواحی مغزی دخیل در یادگیری و حافظه مشارکتی نیز تاثیر می گذارند، که احساسات خوب را با محیطی که در آن ایجاد شده است مرتبط می کنند. این خاطرات اغلب هنگامی که سوء استفاده کنندگان با این محیط (مانند شخص، مکانها یا اشیاء) دوباره روبرو می شوند منجر به میل مواد مخدر می شوند و عود و سوء مصرف مواد را تسهیل می کنند. در مراحل اولیه، تحریک مواد مخدر از طریق سیستم پاداش، دلیل اصلی رفتارهای جستجوی مواد مخدر است. با این حال، اجبار به استفاده از مواد افیونی دائماً افزایش می یابد و پس از قرار گرفتن مکرر در معرض این ماده، همچنین تحمل ایجاد شده منجر به وابستگی به مواد در بیمار می شود.

شواهد فزاینده نشان می دهد که پدیده های تحمل و وابستگی می تواند در سطوح سلولی رخ دهد و شامل تغییراتی در مسیرهای بیوشیمیایی وابسته به آدنوزین حلقوی 3 ′ ، 5'-مونوفسفات (cAMP) شود. علاوه بر این، استفاده مزمن از مورفین منجر به مهار بازخورد سنتز مواد مخدر درون زا می شود که باعث کاهش/افزایش بیان mRNA پروئنکفالین و پپتیدهای انکفالین بسته به نوع سلول آسیب دیده می شود. اگرچه تغییرات ناشی از مواد افیونی در ژنهای ذکر شده یک عامل کلیدی در رابطه با اعتیاد و ترک مواد مخدر است، اما مکانیسمهای اصلی اعتیاد شامل تعداد زیادی از عوامل دیگر است که منجر به تغییراتی در سیستم دوپامینرژیک، هدایت یون، cAMP، لیگاندهای درون زا و گلوتامات می شود که همه آنها به طرز پیچیده ای در جستجوی مواد مخدر نقش دارند. واضح است که مطالعات بیشتری برای روشن شدن پیچیدگی مکانیکی زیر بناییِ اثرات مواد افیونی لازم است.

نیکوتین

اطلاعات عمومی

نیکوتین آلکالوئیدی است که در گیاهان تنباکو یافت می شود و به شیوه ای متنوع بر سیستم عصبی مرکزی تأثیر می گذارد. این آلکالوئید اصلی ترین ترکیب فعال تنباکو است که باعث ایجاد وابستگی به مواد ناشی از سیگار کشیدن می شود. اعتیاد به نیکوتین یک اختلال مزمن مغزی محسوب می شود و سیگار کشیدن یک عامل خطر برای ایجاد چندین بیماری مزمن از جمله سرطان و اختلالات قلبی عروقی است. بیماریهای مرتبط با سیگار کشیدن از جمله مشکلات سلامتی جدی جهان هستند زیرا مصرف تنباکو به تنهایی باعث ایجاد حدود شش میلیون مرگ در سال در سراسر جهان می شود.

بر اساس برآوردهای اخیر، تقریباً 1.3 میلیارد نفر سیگاری در جهان وجود دارند که باعث می شود سیگار کشیدن به یکی از شایع ترین اعتیادها در جهان تبدیل شود. عوامل مختلفی در اعتیاد به نیکوتین نقش دارند، از جمله استرس مزمن، وضعیت اقتصادی اجتماعی پایین، حساسیت فردی و غیره. علاوه بر این، اختلالات روانی، از جمله اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی و افسردگی نیز مستعد بودن برای ابتلا به سیگاری شدن را افزایش می دهند. سیگار کشیدن باعث تغییراتی در مغز می شود که می تواند منجر به میل به نیکوتین، عود و علائم ناشی از ترک شود. علیرغم درمان های دارویی موجود برای مبارزه با اعتیاد به نیکوتین، تعداد افراد سیگاری همچنان زیاد است و مسائل مربوط به سلامتی مربوط به سیگار همچنان به عنوان یک مشکل پزشکی عمده مطرح است.  

مکانیسم های احتمالی نیکوتین در سیستم عصبی مرکزی (CNS)

پس از سیگار کشیدن، نیکوتین از طریق ریه ها وارد خون می شود و در ده ثانیه به مغز می رسد. جذب نیکوتین به pH وابسته است، جایی که نیکوتین غیر یونیزه شده و در pH فیزیولوژیکی به سرعت از غشای سلولی عبور می کند. نیکوتین با تعدادی گیرنده استیل کولین نیکوتینی (nAChRs) که به عنوان هموپنتامر و هتروپنتامر از زیرواحدهای سیستم عصبی مرکزی (CNS) تشکیل می شوند، تعامل دارد. در مغز پستانداران، هشت زیر واحد α (α2 -α10) و سه زیرواحد β (β2 -β4) وجود دارد و متداول ترین آنها α4β2 یا α7 nAChR هستند.

نیکوتین nAChR ها را فعال می کند و باعث آزاد شدن انتقال دهنده های عصبی مختلفی از جمله استیل کولین، دوپامین، سروتونین، GABA، گلوتامات و نوراپی نفرین در مغز می شود. غلظت های نانومولار نیکوتین هم انتقال عصبی گلوتاماترژیک و هم کولینرژیک را افزایش می دهد. نیکوتین همچنین انتشار GABA را در مغز جوندگان تحریک می کند و میزان شلیک نورون های دوپامینرژیک و غیر دوپامینرژیک را افزایش می دهد. فعال سازی nAChR ها سطح داخل سلولی Ca2+ را افزایش می دهد، و هر دو سیستم اوپیوئیدرژیک و اندوکانابینویدرژیک را کنترل می کند. نکته مهم این است که عمل گسترده نیکوتین از طریق nAChRs در مغز، بر روی اضطراب، یادگیری، حافظه، درد، وزن بدن و درجه حرارت تاثیر می گذارد.

وابستگی به نیکوتین مراحل مختلفی دارد. کسب و حفظ نیکوتین با اثرات تقویت کننده مثبت نیکوتین (به عنوان مثال، سرخوشی خفیف، آرامش، افزایش برانگیختگی و کاهش خستگی) ایجاد می شود. از نظر مزمن بودن، نیکوتین باعث سازگاری عصبی در سیستم های پاداش مغز و منجر به ایجاد وابستگی می شود. خواص مفید نیکوتین توسط نورون های دوپامینرژیک در سیستم مزوکورتیکولیمبیک واسطه می شود. تحریک α4β2 nAChR بدن سلولهای دوپامین در VTA منجر به انتشار دوپامین در NAc و قشر پیش­پیشانی (PFC) می شود. مشابه با سایر داروهایی که مورد سوء مصرف قرار می گیرند، افزایش دوپامین ناشی از نیکوتین در NAc باعث ایجاد اثرات لذت بخش و پاداش دهنده این دارو می شود، که به عنوان مکانیسم شروع و حفظ اعتیاد به نیکوتین در نظر گرفته می شود.

هنگامی که مصرف نیکوتین متوقف می شود، علائم ترک ظاهر می شوند. در انسان، ترک عوارض منفی مانند خلق افسرده، دیسفوری، تحریک پذیری، اضطراب و هوس ایجاد می کند. علائم "جسمی" یا جسمانی نیز شامل بی خوابی، ناراحتی گوارشی، برادی کاردی و افزایش اشتها است. علاوه بر nAChR، سیستم های اوپیودرژیک و اندوکانابینویدرژیک، نوروپپتیدها و تغییرات در مسیرهای انتقال سیگنال نیز در سندرم ترک نیکوتین دخیل هستند. پس از ایجاد وابستگی به نیکوتین، آزادسازی درون زای CRF و حالت خلقی منفی ناشی از آن می تواند مصرف نیکوتین را تقویت کند (تقویت منفی). این مسیرها برای توسعه درمان های جدید برای کاهش علائم ترک مورد توجه قرار گرفته اند.

پروتئین های هدف نیکوتین و آنزیم های مربوط به فارماکوکینتیک نیکوتین شامل آنزیم های کبدی سیتوکروم P450 2A6 (CYP2A6) ،  UDP گلوکورونوزیل ترانسفراز  (UGT) ، مونوکسیژناز حاوی فلاوین (FMO) است. نیکوتین همچنین با افزایش سطح پروتئین اتصال دهنده واکنش دهنده به cAMP (pCREB)  در نورونهای دوپامینرژیک پس از استفاده مزمن این دارو، سازگاری عصبی را افزایش می دهد. قرار گرفتن در معرض نیکوتین در موش های نوجوان همچنین فعالیت آدنیلیل سیکلاز پایه را سرکوب می کند و در نهایت پاسخ به تحریک گیرنده های بتا آدرنرژیک را به خطر می اندازد، که در چندین تغییر در مدارهای عصبی در بزرگسالی به اوج خود می رسد. اگرچه سطوح BDNF در طول تماس مزمن با نیکوتین تغییر نمی کند، افزایش چشمگیر سطح این عامل نوروتروفیک در NAc ، VTA و توده سیاه در طول پرهیز از نیکوتین مشاهده می شود. به طور کلی، یافته های تجربی از دخالت BDNF و pCREB در تغییرات عصبی شیمیایی ناشی از نیکوتین مشاهده شده در نورون های دوپامینرژیک حمایت می کند.

کانابینوئیدها

اطلاعات کلی

قرنهاست که از شاهدانه ساتیوا به دلیل خواص روانگردان و دارویی استفاده می شود. حدود ۱۴۷ میلیون نفر در سراسر جهان شاهدانه مصرف می کنند و تقریباً ۱۳.۱ میلیون نفر به شاهدانه وابسته هستند. عصاره شاهدانه حاوی بیش از ۱۰۰ ترکیب به نام کانابینوئیدها (CB) است که به عنوان گروهی از مولکول های دسته بندی شده بر گیرنده های کانابینوئید عمل می کنند. فراوان ترین  CBها، Δ9 - تتراهیدروکانابینول (Δ9-THC)، پیش ساز آن کانابیدیول (CBD) و کانابینول (CBN) هستند. CBD و CBN خواص روانگردان Δ9-THC را نشان نمی دهند، اما به دلیل اثرات ضد روان پریشی، ضد تشنجی، محافظ عصبی و ضد اضطرابی آنها از نظر بالینی مورد توجه هستند.

تعامل بین عوامل ژنتیکی و محیطی، اثرات روانی، اجتماعی و فیزیولوژیکی شاهدانه را به دنبال مصرف حاد و طولانی مدت توضیح می دهد. استنشاق دود شاهدانه ساتیوا روش عموماً ترجیح داده شده است زیرا اثرات سریعی ایجاد می کند. اثرات حاد تقریباً ۲ تا ۳ ساعت طول می کشند و اغلب به عنوان دلپذیر و آرامش بخش توصیف می شوند. Δ 9-THC عمدتا بر روی CNS عمل می کند و ترکیبی از اثرات روانگردان و آرام بخش ها را همراه با چندین اثر خودکار با واسطه مرکزی تولید می کند. ترکیبی از اثرات آرام بخش و محرک با سرخوشی، پرحرفی، آرام بخشی، خنده آسان، تحریف در درک زمان، افزایش درک محرکهای خارجی و ضعف حافظه مشخص می شود.

مصرف کنندگان معمولاً عوارض جانبی مانند افزایش اشتها، خشکی دهان، تاکی کاردی، افزایش فشار خون و اتساع برونش را تجربه می کنند. به طور کلی، استفاده مزمن از CB با اعتیاد همراه است که منجر به اختلال شناختی، نتایج بد تحصیلی، کاهش رضایت و موفقیت در زندگی و افزایش خطر اختلالات روان پریشی می شود.

مکانیسم های احتمالی کانابینوئیدها در سیستم عصبی مرکزی (CNS)

اولین مطالعاتی که در مورد زیست شناسی سیگنال دهی کانابینوئیدها انجام شد، مدت کوتاهی پس از شبیه سازی دو گیرنده اصلی، گیرنده کانابینوئید ۱ (CB1) و گیرنده کانابینوئید ۲ (CB2) ، در اوایل دهه ۱۹۹۰ انجام شد. CB1 و CB2 گیرنده های غشایی همراه با پروتئینِ G (GPCR) هستند که در مهره داران به خوبی محافظت می شوند. CB1 در مغز فراوان است و به طور گسترده در سراسر CNS و همچنین در بافتهای مختلف محیطی توزیع شده است. CB2 در بافتهای محیطی و در سلولهای گلیال مغز شناسایی شد.

گیرنده های CB در پایانه های پیش سیناپسی یافت می شوند و باعث آزاد شدن انتقال دهنده های عصبی از جمله گلوتامات، GABA، گلیسین، استیل کولین، نوراپی نفرین، دوپامین، سروتونین و کوله سیستوکینین (CCK) می شوند. فعال شدن گیرنده های CB1 و CB2 باعث مهار آدنیلیل سیکلاز، کانالهای Ca2+ دارای ولتاژ و فعال شدن کانالهای پتاسیم می شود. این مکانیسم ها در مهار آزادسازی انتقال دهنده های عصبی ناشی از کانابینوئید نقش دارند. گیرنده های CB همچنین بیان ژن را مستقیماً با فعال کردن پروتئین کیناز فعال شده با میتوژن (MAP) یا به طور غیر مستقیم با کاهش فعالیت پروتئین کیناز A در نتیجه کاهش فعالیت آدنیلیل سیکلاز تحت تأثیر قرار می دهند. این مکانیسم ها ممکن است تأثیرات مختلف شاهدانه بر حافظه فعال، برنامه ریزی و تصمیم گیری، سرعت پاسخ، هماهنگی حرکتی، خلق و خو و شناخت و همچنین نقش سیگنال دهی اندوکانابینوئیدها در اختلالات مختلف (مانند اضطراب، افسردگی و اعتیاد) را توضیح دهند.  

فرآیندهای دخیل در انتشار اندوکانابینوئیدها، فعال سازی گیرنده های CB و اثرات رفتاری و روانی ناشی از آنها، به طور کامل درک نشده است. افزایش غلظت  Ca2+درون سلولی احتمالاً یک محرک سلولی مهم است، زیرا  Ca2+آنزیم های دخیل در بیوسنتز اندوکانابینوئیدها را فعال می کند. اندوکانابینوئیدها انتشار گلوتامات پیش سیناپسی را سرکوب می کنند و منجر به سرکوبِ ناشی از دپلاریزاسیون تحریک (DSE) می شوند و انتشار GABA پیش سیناپسی را مهار می کنند و منجر به سرکوب ناشی از دپلاریزاسیون بازداری (DSI) می شوند. نکته مهم این است که آگونیست های کانابینوئید نه تنها از طریق CB1 پیش سیناپسی برای مهار انتشار گلوتامات و GABA در جسم مخطط عمل می کنند، بلکه باعث ایجاد اثرات طولانی مدت بر روی شکل پذیری سیناپسی (تقویت و تضعیف طولانی مدت) می شوند که می تواند ساعت ها یا هفته ها طول بکشد.

روانگردان ها

اطلاعات کلی

داروهای روانگردان مواد روانگردانی هستند که بر رفتار، آگاهی یا تفکر، ادراک، احساسات و سایر فرآیندهای شناختی تأثیر می گذارند. مواد شیمیایی کلاسیک تریپتامین مشتق شده، مانند اسید لیزرژیک (LSD) ، یک عامل توهم زای معروف، و آیاهواسکا، یک ترکیب طبیعی مورد استفاده در نوشیدنی های مقدس، نمونه هایی از ترکیبات روانگردان هستند. در سال ۲۰۱۳، نظرسنجی ملی مصرف و سلامت مواد مخدر منتشر کرد که بیش از ۲۴.۸ میلیون نفر حداقل یکبار در زندگی خود از LSD استفاده کرده اند.

واکنش های روانگردان، وابسته به ویژگی های فرد، متغیر و غیرقابل پیش بینی هستند و سوء استفاده از این داروها خطرات زیادی را برای افراد و جامعه به دنبال دارد. برخی از مصرف کنندگان، احساسات سرخوشی مثبت و مناظر و احساسات توهم زا دارند، در حالی که برخی دیگر احساسات بدی مانند اضطراب، وحشت، ترس، گیجیِ روانی و روان پریشی طولانی مدت را گزارش می دهند. داروهای روانگردان همچنین می توانند هنگامی که مصرف کنندگان میزان مصرف دارو و دفعات مصرف آنها را افزایش می دهند، وابستگی و علائم ترکی که شامل اثرات روانی و جسمانی است ایجاد کنند. ترکیبات روانگردان مورد توجه تحقیقات بالینی قرار گرفته اند زیرا روانگردان های کلاسیک تأثیرات امیدوار کننده ای در درمان ناراحتی های روانی مرتبط با سرطان، اعتیاد و افسردگی نشان داده اند.

مکانیسم های احتمالی داروهای روانگردان در سیستم عصبی مرکزی (CNS)

تأثیرات داروهای روانگردان بر عملکرد مغز پیچیده هستند، اما LSD و آیاهواسکا، حداقل تا حدی، مکانیسم عمل مشابهی دارند. LSD باعث ایجاد مکانیسم های پلئوتروپیک می شود و اثرات روانی حسی آن توسط آگونیسم یا آگونیسم جزئی گیرنده های سروتونرژیک (5-HT2A عمدتا، 5-HT1A, 5-HT2C و 5-HT6)، و همچنین از طریق مدولاسیون دوپامینرژیک، گلوتاماترژیک و آدرنرژیک است. از نظر مزمن بودن، LSD باعث افزایش مداوم سنتز و گردش 5-HT و تنظیم پایین گیرنده های قشری 5HT2A می شود.

آماده سازی آیاهواسکا اساساً از N ،N  -دی متیل تریپتامین(DMT)  به علاوه آلکالوئیدهای β-کاربولین تشکیل شده است. DMT روی گیرنده های سروتونین 5-HT1A,، 5-HT2A, و 5-HT2C   عمل می کند، و به نظر می رسد آگونیسم گیرنده های 5-HT2A  نیز به گیرنده های متابوتروپیک گلوتامات بستگی دارد (mGluR). آلکالوئیدهای β- کاربولین دارای خواص مهارکننده مونوآمین اکسیداز هستند که منجر به افزایش سطح مونوآمین مغز می شود (به عنوان مثال، سروتونین، دوپامین، نوراپی نفرین). β -کربولین ها از DMT در برابر تخریب در کبد و روده محافظت می کنند، و بنابراین این امکان را ایجاد می کنند که از سد خونی-مغزی عبور کند تا اثرات خود را روی CNS اعمال کند. از نظر مزمن بودن نیز، آیاهواسکا تعداد گیرنده های 5-HT   موضعی را روی پلاکت ها افزایش می دهد، و باعث افزایش اثرات ناشی از تعدیل سروتونرژیک بر روی بافت های محیطی می شود.

 

منبع: https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0278584619307559

مترجم: مهسا سادات نواب صفی الدین، مهر ماه ۱۴۰۰

 

باما در تماس باشید.

مرکز شماره 1-آرمان حیات(سروش)/تهران/خیابان دکتر فاطمی/جنب اداره آمار/پلاک 207/طبقه چهارم -     88962164-88978481

مرکز شماره 2-آرمان حیات/تهران/خیابان ستارخان/روبروی خیابان پاتریس/پلاک 168/طبقه دوم/واحد 3 -      66524910_66524886